غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
191
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
شيخ عثمان ساوجى در زهد و تقوى درجه كمال حاصل كرده بود در بيستم رجب سنهء خمس و تسعين و ستمائه در بلده ساوه از عالم انتقال فرمود . شمس الدين عبيدى در سلك اعاظم علما انتظام داشت و همواره نقش افاده و تاليف و بر صحايف روزگار مينگاشت از مؤلفاتش متن اقليدس و رساله حساب مشهور است و نكات و دقايق آن كتب بر الواح خواطر افاضل مسطور رفيع الدين بكرانى در اصل از ابهر بود اما در كرمان اقامت مىنمود و اين رباعى از اشعار اوست كه رباعى با چرخ ستيز و با فلك جنگ مكن * وز زخم زمانه ناله چون چنك مكن در خاك زر و در آب دريا گوهر * ضايع نگذارند تو دلتنك مكن و رفيع الدين را پسرى بود در كمال علم و تقوى ركن الدين نام و او نيز اشعار دلفريب بر اوراق روزگار مينگاشت و تا زمان سلطان ابو سعيد بهادر خان در گلشن حيات نشيمن داشت . شمس الدين كاشى ناظم تاريخ غازان خان بود و او را قصيدهايست مصنوع در مدح خواجه بهاء الدين محمد بن خواجه رشيد وفات شمس الدين در زمان سلطان ابو سعيد بوقوع انجاميد البقاء للّه الحميد المجيد . ذكر سلطان محمد بن ارغون خان كه موسوم بود باولجايتو سلطان ولادت باسعادت سلطان محمد خدابنده در دوازدهم ذيحجه سنهء ثمانين و ستمائه اتفاق افتاد و چون قامت قابليتش بر جويبار اقبال بالا كشيد بفرمان برادر عالىگهر خود غازان خان روى توجه بحكومت خراسان نهاد و بعد از آنكه خبر فوت غازان خان را شنيد بعضى از شاهزادگان و هرقدان نويان را كه سر خلاف داشتند بياسا رسانيده متوجه تبريز گرديد و در پنجم ذيحجه سنهء ثلث و سبعمائه بدان بلده رسيده در سن بيست و سه سالگى بر تخت سلطنت نشست و در تشئيد قواعد اسلام و تمهيد مبانى ملت خير الانام عليه صلوة و السلام ابواب سعى و اجتهاد گشاده درهاى ظلم و بيداد بربست منصب وزارت را بدستور زمان برادر خود بر خواجه رشيد الدين فضل اللّه و خواجه سعد الدين محمد مسلم داشت و لوح ضمير منير را بنقوش اخلاص عترت حضرت رسالت عليه السلام و التحية مزين ساخته اسامى سامى ائمه معصومين را بر وجوه سكه نگاشت و او اول پادشاهى است از چنگيزخانيان كه بسعادت متابعت مذهب عليه اماميه رسيد و نام نامى ائمه اثنى عشر عليهم السلام در خطبه و سكه مندرج گردانيد ضبط اوقاف ممالك محروسه را در عهده قتلققيا و بهاء الدين يعقوب كرد و ايشان را بر سبيل تاكيد گفت كه در صرف حاصل موقوفات شرايط رعايت شروط و اقفان بجاى بايد آورد و در بهار سنهء اربع و سبعمائه اولجايتو سلطان در قنقور النك شهر سلطانيه را طرح انداخت و در باب متانت و زيب و زينت آن بلده اهتمام كرده چون تمام شد دار الملك ساخت و در ذى حجه سنهء سته و سبع اولجايتو سلطان بعزم تسخير بلاد گيلان توجه فرمود و ميان او و حكام آن ديار محاربات دست داده در بعضى از آن معارك قتلقشاهنويان از عالم انتقال نمود اما آخر الامر جيلانيان